
انتخابات سال هشتاد و چهار برای تمامی اصولگریان مناسبتی برزگ بود، اما بعد از اینکه اسفندیار خان وارد کابینه شد، علمای جهان اسلام به همراه جوانان رهرو خمینی هر روز به امید روزی که وی از کابینه دولت نهم، اخراج شود، نشستند اما هرچه گذشت نیتچه آرمانی ها به نتیجه ننشست.
اما متاسفانه به دلایل مختلفی که قصد ذکر آن را در این وجیزه ندارم، این خار در بین این باغ ماند تا اینکه دولت نهم به پایان رسید.
اما بعد از استمرار گفتمان امام خمینی و آرمانهای شهداء که با پیروزی مجدد احمدی نژاد حاصل شد، این انتظار از آقای احمدی نژاد به جاست تا مشایی را حداقل از داشتن سمت سیاسی در دولت نهم، محروم و قلب نازنین امام زمان(عج) را شاد کند.
یکی ازسوال های نگارنده که قطعا تا اخراج کامل این فرد از صحنه سیاسی کشور، ادامه خواهد داشت و نوشته خواهد شد، این است که در صورتی که مشایی دوباره در کابینه حضور داشته باشد، وجه تمایز این فرد را که مورد تنفر جریان حزب الله در ایران وحتی جهان اسلام است با دیگر افراد چیست؟ که منجر به مقابله شما بعنوان یک رئیس جمهور مکتبی با... شده است؟ آقای احمدی نژاد قطعا از تفکرات برادر خوانده خود بی خبر نیست، که امیدواریم اینگونه باشد. آقای رئیس جمهور شما از اندیشه های ..... مشائی با خبر هستید یا نه؟ و این تفکرات را که در تعارض با اندیشه تئورسین های مسلمان قرار دارد را تا چه اندازه قبول دارید. البته این نقطه چین ها در ادامه نوشته ها به زبان در خواهد آمد. که فعلا به این حد بسنده می کنیم.
این خار نه تنها در کابینه بلکه در دل تمامی حامیان ولایت جا مانده، چرا که با حضور وی در کابینه دل از امام زمانمان و نائیش به غصه های شبانه سراغ داریم و طاقت این غم نداریم. البته این وجیزه به هیچ عنوان از ارادت شخص نگارنده به آقای احمدی نژاد تا زمانی که در خط ولایت باشد، نخواهد کاست. و این در راستای علاقمندی نگارنده به رئیس جمهور بوده و بر همین اساس، قبل از هرگونه سو استفاده آنرا گوشزد می نمایم.