|
سرزمين شلمچه بعضی وقتها که دلم میگيره
|
آخرین روزهای ریاست علی لاریجانی بر مجلس هشتم در حالی به "پایان" نزدیک شده که تلاش برای ریاست مجدد وی در مجلس نهم از سوی همراهانش شتاب قابل توجهی به خود گرفته است به طوری که می توان تشکیل فراکسیون رهروان ولایت - حامیان ریاست لاریجانی- را نمونه بارز و عینی آن دانست و در مقابل، جبهه پایداری همراه با اصولگرایان تحول خواه بحث کاندیداتوری رئیس مجلس هفتم را بر مجلس نهم مطرح کرده اند. نگارنده در این وجیزه به این سوال "در شرایط کنونی و با توجه به عملکرد رئوسای مجالس هفتم وهشتم، ریاست کدامیک برای کشور واصولگرایان مفید است"، می پردازد. [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 13:51 ] [ مهدی مشکینی ]
[ ]
چندی پیش در حاشیه اجلاس خبرگان رهبری توفیق شرفیابی چند دقیقه ای به محضر حضرت علامه مصباح یزدی را داشتم، ایشان که با متانت مثال زدنی اش در حال ترک سالن بود، با چندین جوان پاسدار که از نیروهای حراست مجموعه و از محافظان اعضای خبرگان بودند که برای دست بوسی خدمت علامه رسیده بودند، مواجه شد. سوال ها یکی پس از دیگری از آیت الله مصباح یزدی فضای خاص معنوی را حاکم کرد. نگارنده هم سوالاتی داشت اما از اینکه ممکن بود دقایقی از وقت علامه صرف پاسخ شود، نگرانی داشت، دل را به دریا زد و درباره حضور قلب در نماز پرسید؛ دیگران هم سوال داشتند یکی درباره اخلاق، بحث جبر واختیار، مقام حضرت زهرا(س)، درباره تمرین غیبت نکردن و... بنده خدا استاد. به یکی دو سوال جواب داد و از اینکه وقت برای پاسخ به دیگر سئوالات نبود ابراز ناخرسندی کرد. علامه تنها همین را می توانست بگوید: حقیر چیزی بلد نیستم اما درباره حضور قلب در نماز سلسله سخنرانی هایی دارم که می توانید استفاده کنید؛ درباره حضرت زهرا و غیبت نیز همینطور.
مقدمه فوق این سوال را در اذهان طراحی می کند، چرا شخصیتی چون علامه مصباح یزدی که درباره ایشان بزرگوارن چنین فرموده اند، "امام راحل: آقای مصباح ذوشهادتین است- حضرت آقا با معرفی ایشان به عنوان جایگزین علامه طباطبایی و شهید مطهری: بنده نزدیك به چهل سال است كه جناب آقای مصباح را می شناسم و به ایشان به عنوان یك فقیه، فیلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسائل اساسی اسلام ارادت قلبی دارم، علامه طباطبایی: مصباح در ميان شاگردان من، مانند انجير در ميان ساير ميوه هاست، چرا كه او هيچ چيز زائد و دور ريختني ندارد و علامه جوادی آملی: حضرت آيت الله مصباح يزدي روحي له الفداء بدون شك يك الگوي بسيار موفق هستند"، در رسانه ملی به طور کامل بایکوت شده اند و هیچ خبر که، نه اثری از مباحث اخلاقی ایشان در صداوسیما مشاهده نمیشود؟ چه کسی و به چه حقی جوانان را از استماع بیانات گوهر بار آیت الله مصباح که فرمایش موکد حضرت آقا به جوانان است، را در رسانه ملی محروم کرده است؟ ممکن است آقای ضرغامی در چند ماه اخیر با مواضع سیاسی علامه موافق نبوده باشند اما باید گفت که بایکوت ایشان از دوران ریاست آقای ضرغامی آغاز شده است و نمیتوان علت را در مباحث سیاسی جستجو کرد. این سوال قبل از آنکه در ذهن امثال بنده ساری شود، برای مقام معظم رهبری به یک سوال اساسی تبدیل شده است چرا که معظم له در دیدار با مدیران صداوسیما می فرمایند: چرا از آيت الله مصباح كه از ايدئولوگ هاي اصلي انقلاب هستند در رسانه ملي استفاده نمی شود؟ علی رغم اینکه سوال مذکور از طرق مختلف از آقای ضرغامی پرسیده شده است، رئیس رسانه ملی هیچ پاسخی به این سوال ها نداشته است در همین باره رئیس دفتر علامه مصباح یزدی می گوید: حضرت آقا پیغامی به آقای ضرغامی فرستاده و تاکید کرده است که باید دروس اخلاق آقای مصباح یزدی در ساعتی از روز روی آنتن برود که بنده نیز بتوانم از آن استفاده کنم. گفته می شود مهمترین دلیل سانسور علامه مصباح یزدی در رسانه ملی عدم تمایل آقای ضرغامی به نظرات و تفکرات علامه و گرایش ایشان به نظرات دکتر شریعتی است که امید آن داریم از اساس کذب باشد و اگر نباشد نیز چنین اجازه ای برای رئیس رسانه ملی محفوظ نخواهد بود چرا که نظر رهبر معظم انقلاب که قطعا مطابق با مصلحت نظام و انقلاب اسلامی بر نظرات شخصی افراد مقدم است. [ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:6 ] [ مهدی مشکینی ]
[ ]
نامهای به مدیرمسئول روزنامهاي که مطالب را نخوانده چاپ میکند با سلام و احترام به مدیرمسئول محترم روزنامه 85 ساله اطلاعات: روزی، تمام دارایهای یک شرکت بزرگ به سرقت رفت و ورشکستگي بر مدیرعاملش تحمیل شد. پلیس از نگهبان پرسید، آیا روز سرقت غریبهای به شرکت نیامده بود؟، نگهبان گفت چرا یکی که نمیشناختمش، بازجو پرسید چرا اجازه ورودش دادی، نگهبان گفت چون همیشه می آمد و میرفت. بعد از تحقیق و بررسی پلیس، مشخص شد که همان فرد غریبه سارق بود، قاضی به نگهبان گفت تو مجرم هستی چراکه روز سرقت به سارق اجازه ورود داده بودی، نگهبان بدون پذیریش تقصير به قاضی گفت: باور کنید فقط روز سرقت نبود که جلویش را نگرفتم، سالهاست که این آقای ناشناس با سکوت من میآید و میرود و من طی این سالها از او درباره حضورش در شرکت نپرسیده بودم. ماجرای نامه موهن علایی که در راستای هجمه به خیمه انقلاب اسلامی و در پی برنامه هماهنگ جریان فتنه برای هجمه رسانهای به رهبرانقلاب،(Open letter to leader) در حالی در روزنامه تحت مدیرت شما به چاپ رسید که روابط عمومی روزنامه تحت اختیارتان در واکنش به فشار افکار عمومی و امت حزبالله نه تنها عذرخواهی را حق مردم ندانست بلکه در پاسخ، تصریح کرد که از محتوای این مقاله که به بهانه 19دی نگاشته شده بود، بی اطلاع بوده است. بردار محترم- چه بخواهید و نخواهید- پاسخ روزنامه اطلاعات در افکار عمومی دقیقا به "عذر بدتر از گناه" تعبير و این سؤال را در اذهان تداعی کرده است که "آیا دیگر مقالات روزنامه اطلاعات نیز بدون اطلاع مدیرمسئول و اعضای تحريريه چاپ میشود؟"، آیا روزنامه که رتبه اول امکانات و اموال بیتالمال را در اختیار دارد، مقالههای وارده را بدون مطالعه منتشر میکند؟ اگر اینطور باشد که اذعان خودتان متاسفانه همینطور است، نشستهای پیاپی انتخاباتی میرحسین موسوی در سالن کنفرانس را چه کسی هماهنگ کرده بود؟، حمایت از فتنهگران و انتشار مطالب آنها را در روزنامه اطلاعات هم بدون هماهنگی و اطلاع شما و اعضای تحریریه منتشر میشد؟. مصاحبههای جنجالی با هادی غفاری هتاک را هم بدون اطلاع شما وارد صفحات روزنامه اطلاعات میشد و اگر بپذيريم که شما خوشبیانهترین رسانه عالم هستید و مطالب نخوانده منتشر میکنید پاسختان به این سؤال چیست؟ چرا یادداشتها و مقالات جوانانی که علیه دگراندیشان، فتنهگران و اصلاحطلبان به روزنامه اطلاعات ارسال می کنند قبل در مسیر رسیدن به صفحات روزنامه راهی سطل زباله میشود؟ جناب دعایی، آیا سزاوار است روزنامه اطلاعات که با هزینه بیتالمال اداره میشود و امکاناتی حداقل5 برابر روزنامه کیهان دارد، تنها در تکذيبيهها و توهینها به انقلاب بر سر زبانها جاری و ساری شود؟و آیا این حق مردم نیست که ثروتمندترین روزنامه کشور تاثیرگذاری ملی برای مردم و انقلاب داشته باشد. و در پایان، حضرت حجت الاسلام سید محمود دعایی که از سال59 تاکنون روزنامه اطلاعات را در اختیار دارید، شایسته فردی چون شما نیست که از اهداف نامههای که رهبر انقلاب و نظام را در آستانه انتخابات خطاب قرار داده، بیاطلاع باشید که انشاءالله هستند و ناخواسته مرتکب اشتباه شدهاید و دوم اینکه استعفای شما از مدیریت روزنامه اطلاعات نه تنها به نفع دنیا و آخرت شما بلکه صلاح جامعه نیز هست تا که شاید زحمات و خدماتی که داشتهاید به تباهی کشیده نشود و در نهایت اینکه، آیا فکر نمیکنید به دلیل کهولت سن و عدم اشتیاقتان برای نظارت و اداره پرشور و فعال یکی از بزرگترین سازمانهای رسانهای دولتی، منابع عظیم مادی و معنوی آن بیاستفاده مانده است و لازم است برای حفظ بیتالمال هم که شده از مدیریت این موسسه و روزنامه کنار بروید؟ از روزنامه اطلاعات نیز که نامهها را نخوانده منتشر میکند انتظار ميرود نامه نگارنده را از آن قاعده مستثني نکند. [ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 16:38 ] [ مهدی مشکینی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |