تبليغاتX
سرزمين شلمچه
بعضی وقتها که دلم میگيره

 

چندي پيش شبكه ضدبشري و صهيونيستي VOA كه چند سال پيش جهت ترويج فرقه سياسي و ضاله بهائيت که با هدف مقابله با اسلام ناب روي آنتن رفته بود، در برنامه پارازيت به مصاحبه نگارنده با يكي از كانديداي شكست خورده انتخابات اخير كه البته از بين 4 كانديداي مورد تائيد شواري نگهبان، پنجم شده بود، را پخش و ضمن شانتاژ آفريني در اين باره، مصاحبه كننده را خبرنگار بسيجي معرفي كرده بود.
گرچه نگارنده هيچ‌گاه ادعاي مبني بر تعهد و التزام عملي بر انديشه‌ بسيج نداشته و ندارد؛ اما از اين لطف صهيونيستي ممنون بوده و آرزو مي‌کنم که روزي در رکاب امام باشم و بسيجي بميرم، البته قصد نگارش اين وجيزه پرداختن به اين سؤال‌هاي بي‌پاسخ زير بود.

اولاً بسيج، نه تنها يك نه نهاد سازماني نيست، بلكه به معناي واقعي كلمه يك انديشه و ايدئولوژي بر محوريت خدا محوري مطلق در مقابل انسان محوري اومانيزم و هرتئوري و انديشه‌اي برگرفته از آن، از جمله ليبراليزم و يا حتي سؤسياليزم چپ بوده و همواره با آنها به مبارزه پرداخته است.
در حقيقت که به دستور قرآن، مبارز در اين راه مجاهد در راه خداست، البته بايد گفت كه در تعريف بسيج نيز نبايد اشتباه کرد، بسيج قبل از اينکه اسم تعريف شده باشد، صفت است، هر سپاهي، حتماً بسيجي نيست و شايد هم، هر بسيجي، بسيجي نيست.
بسيج نماد ايثارگري و از خود گذشتگي در راه خدا در راستاي رسيدن به درجه رفيع شهادت است؛ حال نمي‌دانم كه چگونه اين شبكه صهيونيستي اين‌ همه صفت را در نگارنده يافته است؟

دوماً، هنگام مصاحبه نگارنده با اين كانديداي شكست خورده، تنها برخي از نزديكان وي دوربين بدست بودند؛ بايد پرسيد که فيلم اين صحنه چگونه در اختيار سايت‌هاي ضد انقلابي قرار گرفته است. انشاءالله كه نزديكان آقاي كروبي با دشمنان انقلاب و اسلام ارتباط ارگانيك نداشتند.

سوماً، اين شبكه صهيونيستي ادعا كرده كه اين جمله " رئيس‌جمهور منتخب ملت ايران را به رسميت مي‌شناسم" را نشنيده است كه بايد گفت، شما در راهپيمائي‌هاي باشكوه ملت مسلمان، مگر صداي ميليون‌ها ايراني را كه به شما و دوستانتان مرگ مي‌فرستند را پيش از اين شنيده بوديد! حال اگر اين ادعاي شما صحت دارد، دستور فرمائيد تا تكذيب کنند؟
و در پايان اينكه، خدا را شكر مي‌كنم كه از زبان بهائيان ملحد، بسيجي ناميده شدم؛ حقيقت اين است كه اين افتخار بالاتر از عضويت رسمي نگارنده در پايگاه بسيج، برايش ماندگار خواهد ماند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 19:15  توسط مهدی مشکینی  | 


وصيت‌نامه عبادي سياسي بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي نه تنها سرمشق، بلكه دستور كار ملت ايران را در مقابل آنها قرار داده است، گرچه كه بايد تاكيد كنم، كه راست گفتند كه خميني را بايد از نو شناخت اما وصيت‌نامه امام، در هر زمان كه مطالعه شود، بروزتر شده و كهنه نخواهد شد.

اگر در وصيت نامه كه بخشي از آن بيشتر به رنج نامه شبيه تر است، توصيه‌هاي امام را به ملت مورد بازخواني قرار دهيم، به اين نتيجه كه ايشان تجربه خويش را از برخورد خواص با انقلاب و ولي‌فقيه در اختيار ملت قرار دادند، مي‌رسيم چرا كه در بخشي از اين وصيت نامه خطاب به روحانيوني كه انديشه مخالفت با ولي‌فقيه و نظام اسلامي را در سر مي‌پرورانند، آمده است: شما با پولهاي گزافي كه از سرمايه‌داران بي‌خبر از خدا دريافت و براي اين مقصد خرج مي‌كنيد، آن است كه شماها طرفي از اين غلط كاري‌ها تاكنون نبسته و بعد از اين هم گمان ندارم ببنديد. بهتر آن است كه اگر براي دنيا به اين عمل دست زده‌ايد و خداوند نخواهد گذاشت كه شما به مقصد شوم خود برسيد. تا درِ توبه باز است از پيشگاه خداوند عذر بخواهيد و با ملت مستمند مظلوم هم‌صدا شويد و از جمهوري اسلامي كه با فداكاريهاي ملت به دست آمده حمايت كنيد، كه خير دنيا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم كه موفق به توبه شويد.
البته امام همچون مقام معظم رهبري صف معترضان را با مخالفان جدا مي‌كند و در بخش از اين وصيت‌نامه مي‌نويسد: اما به آن دسته كه از روي بعض اشتباهات يا بعضي خطاها، چه عمدي و چه غير عمدي، كه از اشخاص مختلف يا گروهها صادر شده و مخالف با احكام اسلام بوده است با اصل جمهوري اسلامي و حكومت آن مخالفت شديد مي‌كنند و براي خدا در براندازي آن فعاليت مي‌نمايند و با تصور خودشان اين جمهوري از رژيم سلطنتي بدتر يا مثل آن است، با نيت صادق در خلوات تفكر كنند و از روي انصاف مقايسه نمايند.
امام روح‌الله همچنين در خصوص سلطنت‌طلب سرمايه‌دار - بخوانيد مرفه‌ين‌ بي‌درد كه ادعاي مبارزه با آمريكا و نظام سلطه را دارند كه البته به قول امام" آب در هاوند مي‌كوبند" و براي قدرت و ثروت مبارزه كه هيچ، جنگ به راه مي‌اندازند، از ديد بنيانگذار كبير انقلاب دور نمانده‌است و ايشان در آخرين روزهاي عمر مبارك در اين خصوص در وصيت‌نامه خود آورده است: از طرفي اشخاص غرضمند سلطنت‌طلب سرمايه‌دار هنگفت كه با رباخواري و سودجويي و با اخراج ارز و گرانفروشي به حد سرسام‌آور و قاچاق و احتكار، مستمندان و محرومان جامعه را تا حد هلاكت در فشار قرار داده و جامعه را به فساد مي‌كشند، نزد شما آقايان به شكايت و فريبكاري آمده و گاهي هم براي باور آوردن و خود را مسلمان خالص نشان دادن به عنوان «سهم» مبلغي مي‌دهند و اشك تمساح مي‌ريزند و شما را عصباني كرده به مخالفت برمي‌انگيزانند، كه بسياري از آنان با  استفاده‌هاي نامشروع، خون مردم را مي‌مكند و اقتصاد كشور را به شكست مي كشند.
حال كه اين پيش بيني امام از آينده انقلاب و مخالفت‌هاي كه امام از آن سخن گفته بود، مشخص است، تكليف ما بسي روشن تر است،  اگر با وصيت نامه امام باشيم.


+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 10:37  توسط مهدی مشکینی  | 



قبل از انتخابات رياست جمهوري دهم فضاي مناظره در كشور و جامعه دانشگاهي ما رونق فراواني گرفت به طوري كه دانشجويان خواهان استمرار اين گونه مناظره‌ها ميان افكار و عقايد مختلف بودند. چرا دانشجويان معتقدند كه مناظره‌ها پستوي حقيقت را افشا و مدعيان دروغين را كه ادعاي حمايت از حقيقت را بر ملاء مي‌كند.
 
بر همين اساس مناظرات انتخاباتي به اوج رسيد و در راس آن داوطلبان انتخابات رياست جمهوري دهم، انتخابات در مقابل يكديگر نشستند. گرچه طبق فرمايش مقام معظم رهبري مناظرات كانديداها آثار منفي نيز داشت اما نمي‌توان از تعريف و تاكيد معظم له براي استمرار مناظرات چشم‌پوشي كرد.بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم، برخي معترضان، نداشتن تريبون جهت اطلاع رساني و شفاف‌ساي را بزرگترين اعتراض خود مي‌دانستند و آنرا در بوق و كرنا مي‌كردند. جريان اصلاح طلب كه در انتخابات اخير شكست را از سوي مردم پذيرا شد،خواهان استمرار مناظره‌ها بود.به طوري كه در فضاي دانشگاهي شب‌هاي متعددي را با هيجان بعد از مناظره‌ها گذراند.
حال كه صدا و سيما به رسالت اصلي خود كه همان شفاف سازي است عمل كرد و در برنامه زنده تلويزيوني "رو به فردا" مناظرات بين معترضان را برگزار مي‌كند كه مدعيان اصلاحات براي استقبال از اين تريبون و قرار گرفتن در مقابل رقيب اصولگرايي خود طفره مي‌رود. بر اساس شنيده‌ها و تحقيقات نگارنده متاسفانه بزرگان جريان اصلاحات حاضر به مناظره با شخصيت‌هاي اصولگرا نيستند و اين براي آنچه كه آنها در گذشته ادعا مي‌كردند يك پارادوكس مشهود به شمار مي‌آيد. به نظر مي‌رسد كه تمايل شخصيت‌هاي اصولگرا براي نشستن در ميز سمت راست برنامه "رو به فردا" در مقابل فرار اصلاح طلبان از ميز سمت چپ، حاوي نكات مهمي باشد.
اولين نكته كه از نظر مردم دور نخواهد ماند اينكه جريان معترض بعد از انتخابات اقدام به آشوب به خياباني كرده و براي پاسخگويي به اين اقدام غير قانوني خود در مقابل مردم عاجز مانده است. چرا كه آنها بايد در مقابل مردم قانوني، عرفي و شرعي سخن بگويند و اگر بخواهند از اصول فرار كنند قطعا طرف مقابل آنها از افشاگري خودداري نخواهد كرد و شايد اين مهمترين دليل اين قصه پر غصه باشد.
دوم اينكه به نظر مي‌رسد جريان اصلاح طلب شاهد يك ناهماهنگي شديد است؛ به طوري كه افراد در حمايت از اشخاص دچار ترديد شده‌اند و اصول‌هاي را كه در گذشته به آن ايمان داشتند، امروز به فراموشي سپرده و براي انتخاب رهبر سياسي خود با مشكلات تئوريك مواجه شده‌اند. حال اين دلايل قطعا براي پاسخ به اين سئوال كه چرا اصلاح طلبان از نشست بر روي صندلي چپ برنامه رو به فردا خودداري مي‌كنند كافي نباشد اما بهتر است كمي بيشتر فكر كنيم.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 17:32  توسط مهدی مشکینی  |