بعضی وقتها که دلم میگيره

نوروز امسال در مسیر طلائیه به هویزه در حرکت بودیم که در مقابل دیدگانمان یک دستگاه اتوبوس سرنگون شد؛ توقف کرده و به سمتشان دویدیم؛ کاری از دستمان بر نمی‌آمد جز اینکه ابتدا از 110 تا 125 به همه اطلاع دهیم. چند نفرشان در لحظه، دل به جان آفرین تسلیم کردند. اتوبوس های راهیان نور یکی پس از دیگری توقف می کردند. نیروهای مردمی با بچه‌های بسیج و نیروهای سپاه دقایقی بعد در محل حادثه حاضر و با اقدامی جهادی برخی از زائران مصدوم از داخل اتوبوس بیرون کشیده و نجات دادند و اما...
۱- در میان مصدومان نوجوانی با لباس خاکی بود که مردم او را برای آنکه وضعیت دوستانش-در وضعیت نامناسب- را نبیند به گوشه‌ای برده‌ بودند و با چفیه جلوی خونریزی صورتش را می‌گرفتند، خیلی هراسان بود، روحانی یکی از کاروان‌ها به او گفت«صبر داشته باش؛ الان آمبولانس می‌رسه به حضرت زینب فکر کن» که در پاسخ گفت«حاجی من نگران خودم نیستم بروید سمت اتوبوس و نگذارید کسی فیلم و عکس بگیرد، آخه دشمن و برخی جاهلان منتظرند از اینگونه حوادث، سؤاستفاده کنند»؛ واقعا بصیرت این نوجوان که حتی با غلطیده شدن در خون، معرفتش نم نکشیده بود غبطه خوردن داشت. چرا که بعد از آن برخی قلم‌های بی‌هویت به بهانه دفاع از این جوانان دست به کار شده و اصل این حرکت را که به تعبیر حضرت آقا ابتکار الهی است زیر سؤال بردند.

۲- تردیدی نیست که پشت صحنه تخریب‌ها علیه راهیان نور، سیاسیون سکولار و بی‌تقوا کمین کرده‌اند تا به زعم خودشان، این حرکت را که پشتوانه‌ای برای اقتدار انقلاب اسلامی است تضعیف کنند اما غافل از اینکه، فلسفه حضور راهیان نور صرفاً سیاحت نوروزی نیست و آنان که عازم‌ قدمگاه شهیدان می‌شوند، همچون شهدا می‌اندیشند و نه تنها احتمال ضرر جانی بلکه خود مرگ هم آنان را از این راه بر نمی‌گرداند بنابراین اینان به تعبیر حضرت امام، آب در هاوند می‌کوبند.


۳- با توجه به حضور چند میلیون زائر در راهیان نور و به لحاظ آماری می‌توان به قاطعیت گفت که سفرهای راهیان نور نسبت به دیگر مناطق با کمترین حادثه مواجه بوده و است. ده برابر چنین حوادثی در ایام نوروز در مسیرهای منتهی به شمال کشور رخ می‌دهد؟ برخی رسانه‌ها چون شبکه رژیم سلطنتی انگلیس و پادوهای داخلی‌‌اش که حوادث راهیان نور را از ده‌ها طریق و با اعمال شیوه‌های مختلف جنگ رسانه ای و روانی دنبال می‌کنند چرا به آنها نمی‌پردازند؟ و برایشان دل و جان نمی سوزانند؟


۴- مقام معظم رهبری در دیدار اخیری که مسئولان و دست‌اندرکاران راهیان نور با معظم‌له داشتند، فرمودند« باید از برخی حوادثی که گاهی در این اردوها پیش می‌آید جلوگیری کرد اما اینگونه حوادث نباید بهانه‌ای برای زیر سؤال بردن اصل این حرکت بزرگ و مفید شود» لذا می‌بایست مسئولان محترم برای پیشگیری قبل از حادثه و امدادرسانی بعد از آن تلاش کنند و آنطور نشود که مثلا در حادثه امسال طلائیه هلی‌کوپترهای به اصطلاح امداد بعد از گذشت یک ساعت هم به محل حادثه اعزام نشود و دیگر اینکه، قلوب مریض همبدانند که نور این راه با خباثت و سیاسی کاری خاموش شدنی نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 12:6  توسط مهدی مشکینی  | 

«روزنامه‌های زنجیره‌ای» اصطلاحی بود که در دوران موسوم به اصلاحات و در فضای حاکمیت شارلاتانیزم مطبوعاتی در جامعه رسانی کشورمان به کلید واژه‌ای سیاسی- اجتماعی تبدیل شد. قانون برای برخورد با روزنامه‌های زنجیره‌ای جز توقیف و یا لغو مجوز راه دیگری را پیش بینی نکرده است و این در حالی است که توقیف روزنامه‌های زنجیره‌ای نه تنها موجب جلوگیری از نفوذ جریان ضدارزشی و ضد ملی به فضای رسانه‌ای کشور نشده بلکه در برخی موارد موجب گسترش فضای نامطلوب نیز شده است.
گرچه توقیف و یا لغو امتیاز آخرین راه برخورد با هنجارشکنان است اما با ابراز تاسف باید بگویم که دشمن استراتژی روشنی برای بی‌تاثیر کردن توقیف رسانه‌های نزدیک به خود- بخوانید پایگاه های خود- طراحی کرده است.
اکنون خطر خبرنگاران زنجیره‌ای آنقدر مشهود و محسوس است که شاید به جرات بتوان گفت که دیگر، توقیف روزنامه‌های به اصطلاح زنجیره‌ای قدرت بازدارندگی ندارد و باید موضوع خبرنگاران زنجیره‌ای توسط دستگاه‌‌ها و نهاد ذی‌صلاح مورد مطالعه قرار بگیرد.
برای خبرنگاران زنجیره‌ای تفاوتی نمی‌کند که با یک، 2 و یا چند روزنامه‌ای که در آن قلم می‌زنند برخورد شود، چراکه بعد از توقیف هر روزنامه همچون پرندگان مهاجر مکانشان را تغییر می‌دهند و تنها برند فعالیت ضدامنیتی و ضدارزشی‌شان خود را تغییر می‌کند و آنچه به نقل خود یا دیگران می‌نگارند با نام روزنامه‌ دیگری منتشر می‌شود.
آنها رسالت‌شان به جای اطلاع رسانی، مدیریت افکار عمومی با خط و مشی که در بیرون از کشور تبیین می‌شود، است. برخی از ایشان صراحتاً می‌گویند ما گرایش نداریم، با فرض پذیرش خوشبينانه این ادعا چگونه می‌توان به خبرنگاری که منبع اطلاعات مهم و امنیتی کشور است و می‌گوید گرایشی ندارد، اطمینان کرد و اجازه داد از این روزنامه به آن سایت کوچ کرده و بعد از توقیف هر رسانه‌، رسانه‌ دیگری برای فعالیت تاسیس کند. وقتی می‌گویند گرایش نداریم پس باید بپذیریم که اینان ارزشی‌های دینی و اسلامی و حتی منافع ملی را به عنوان اصول مسلم نپذیرفته‌اند و در این صورتی است که خواسته یا ناخواسته، در پازل دشمن قلم می‌زنند.
نکته مهم‌تر اینکه، زنجیره‌ای خواندن به اصطلاح خبرنگاران مدنظر به معنای فعالیت منسجم آنان زیر یک سقف نیست بلکه ایشان با تقسیم کاری که مشخص نیست توسط کدام نهاد و مرکز انجام شده حتی تلاش می‌کنند به رسانه‌های که پرچم اصولگرایی دارند، نفوذ کنند. بنا بر این بحث اصلاً بر سر اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی نیست بلکه موضوع فراتر از خلاصه کردن این تهدید مهم در یک جریان سیاسی خاص است.
آنچه در این وجیزه با عنوان خبرنگاران زنجیره‌ای نگاشتم حاصل یافته‌های عینی بود و به هیچ عنوان در تحلیل اجتماعی یا خوانش سیاسی محصور نبوده و نیست؛ باید تدبیری اندیشه شود، امیدی به حسن نتیجه از روش فعلی مقابله با رسانه‌های دگراندیش و تجدید نظر طلب نیست  چرا که در صورت توقیف روزنامه، آنها هزینه را برای نیروهای انقلاب می‌تراشند و به طور هدفمند مرکز فعالیت را تغییر می‌دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت 18:44  توسط مهدی مشکینی  | 

آتش سوزی اخیر در خیابان جمهوری که منجر به درگذشت2 نفرشد، واقعا نگران کننده بود و می‌بایست مسئولین برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی تدابیر لازم را اتخاذ کنند؛ و اما دردناک تر از همه چیز، سیاسی کاری یک موضوع اجتماعی است چرا که این امر نه تنها دردی از مردم دوا نمی‌کند بلکه، ابعاد مشکل را در مسیر حل شدن پیچیده تر نیز می‌کند.
یک موضوع اجتماعی گرچه ممکن است ابعاد سیاسی داشته باشد اما وقتی رویکرد مواجهه با آن سیاسی می‌شود، معنای جز اهمیت دادن به اصل مشکل ندارد.
2 روز پیش متوجه شدم که ساختمانی که در خیابان جمهوری آتش گرفته، متعلق به پدر یکی دوستانم است، با ایشان درد و دل که می‌کردم، می‌گفت«کسی در پی حل مشکل نیست. همه می‌خواهد هر طوری که شده شهردار تهران را مقصر جلوه دهند.»
متاسفانه برخی اعضای شورای شهر در واکنش به این حادثه، خواستار استعفای شهردار تهران شدند که بهتر بود خواستار شهردار شدن محسن هاشمی می‌شدند. فرض بگیریم، آقای هاشمی شهردار شده بود، آیا این اتفاق رخ نمی‌داد؟ آقایانی که ناشیانه بافت مرکز تهران را علت این حادثه می‌دانند چرا با خود نمی‌گویند، در دورانی که کرباسچی شهردار تهران بود، تراکم تهران چندین برابر شد؟
انتظار می‌رفت، آقای رئیس‌جمهور که به قول خودش اعتدال را سرلوحه دولتش قرار داده در این زمین که توسط اقتدار گرايان کارگزارانی طراحی شده، نقش ایفا نکند، روزانه چندین اتفاق با شعاع حادثه آتش سوزی جمهوری رخ می‌دهد و به قطع می‌توان ادعا کرد که از بعد تنفیذ آقای روحانی حداقل ۱۰۰حادثه- با حداقل تلفات جانی ۲ نفر- در کشور رخ داده اما برای هیچ‌کدام از آن حوادث، جناب رئیس‌جمهور دستور رسیدگی نداده است؟. مقصود نگارنده آن نیست که جناب رئیس‌جمهور هر روز در دفترش، صفحات حوادث روزنامه‌ها و رسانه‌های مجازی را بررسی و سپس برایش دستور رسیدگی صادر کند، بلکه مراد این است اگر حادثه آتش سوزی جمهوری نیاز به دستور بررسی دارد چرا برای مثال، حوادثی چون کشته شدن 16 نفر بر اثر گازگرفتگی قزوین- فوت2 دانش آموز در پی سقوط مینی‌بوس در بابل و درگذشت 4 نوجوان در تصادف مرگبار جاده قم که هر 3 در دولت یازدهم رخ داده است، نیاز به دستور آقای و روحانی برای بررسی نداشته است؟
اگر بگویند که اهمیت حادثه جمهوری وقوع آن در تهران است قطعا حقوق سایر ایرانیان را نادیده گرفته و به قول خودشان شهروند درجه یک و 2 تعریف کرده‌اند؛ اما جناب رئیس‌جمهور می‌تواند به صراحت بگوید که حادثه جمهوری در تهران رخ داده است و از چندی پیش سناریوی تخریب شهردار توسط اقلیت شورای شهر کلید زده شده است و برای آنکه، پروژه تخریب  عملیاتی شود، نیازمند شک بودند.
دود آتش فرو نشست اما دود سیاسی‌ آن همچنان چشم‌های مردم را آزار می‌دهد، آتشی که همراه با آن ساختمان، اعتدال روحانی را هم در خیابان جمهوری به آغوش گرفت.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 9:47  توسط مهدی مشکینی  |